شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام دوستان

درب کنسرو بازکن برقی
+ از جمعه ها بدم مياد :-| .. از روزاي تعطيل بدم مياد :-|
freand
97/8/15
عاشق رها
همچنين....هــــــــــــــــــــــــي
منم بخصوص اين جمعه ...
بعدی همه 109 نظر قبلی
پروانگي
:دي دقيقا اونوختا خيلي زجرآور بود
سكوت خيس
: )

پروانگي

+ از لذت هاي مادر بودن... اينکه براي بچه هات لواشک و پفک نمکي مينو بخري ولي چون براشون خوب نيست خودت بشيني همش رو بخوري ديگه با بچه هات قايم باشک بازي کني بعد بهشون کلي ماژيک بدي وقتي پدرشون خوابه صورتشو نقاشي کنن تا پاشد بره صورتش رو بشوره کلي کيف کنه چه خانواده هنرمندي داره ديگه باهاشون شعر اقا خرگوشه رو تمرين کني تا به آخ ش رسيدن خوشگل تلفظش کنن!

پروانگي
باهاشون توي آشپزخونه سر يک کيک درست کردن کلي ريخت و پاش کنيم
پروانگي
ببريشون پارک و پا به پاشون بدوي و بالا و پايين بپري که حس نکن تنها بچه هاي شيطونه دنيان
بعدی همه 96 نظر قبلی
پروانگي
اين فيد چه بامزه مناسبتي اومده بالا !:-o
سلام پروانگي خوبي؟ چقد خوبه که هستيي
+ از همه دست کشيدم که تو باشي همه ام با تو بودن ز همه دست کشيدن دارد
... كسي كه با او بودن از همه دست كشيدن دارد فقط خداست و آنانكه به او متصلند ... غير از اين باشد بالاتر از هر دست دستي هست !
بله ديگه! دست کشيدن از پارسي بلاگ هم دارد:‌ ) ايشالا هر جا هستين موفق و سلامت و خوشبخت باشين: )
بعدی همه 12 نظر قبلی
پروانگي
{a h=hajiabad}ذره بين زنده{/a} ]چون نترسم
{a h=delneveshtehayman}پروانگي{/a} اين دروغو که گفتيد راست بيد؟ :)
+ از من گذشت و من هم از او بگذرم ولي با چون مني به غير محبت روا نبود ... شهريار
پروانگي
مدتيه سوژه من تو عکاسي شده يک پيرمرد که هر روز صبح مي بينمش .. تو چشماش انگار هيچي نيست فقط مي خنده نمي دونم به چي... شايد تنها چيزي که از زندگي يادش مونده خنديدنه .. ميگن آلزايمر داره ميگم باور نمي کنم
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران /// رفتم از کوي تو ليکن عقب سرنگران... شهريار
بعدی همه 13 نظر قبلی
.:آيينه:.
تولدت مبارک بانو... چه قدر خوب که تولدت با تولد خانوم سلام الله عليها يکي شده.. به فال نيک بگير.. ان شاالله عمر با عزت و برکت و عاقبت نيکو داشته باشي..@};- @};- :)
پروانگي
سلام ممنونم از هر دو بزرگوار :)
+ سلام دوستان قديمي و جديد اومدم تا يادي از شما کرده باشم... خوبيد؟؟ خوشيد ؟؟ خوش ميگذره؟؟
کسي منو ميشناسه آيا
وستا
سلام جناب کارگر
بعدی همه 39 نظر قبلی
بس که بد بوده ديگه ادامه ندادن=)
عجب :)
+ گفتگوي کبوتر بقيع با کبوتر امام رضا: آي کبوتر که نشستي روي گنبد طلا هر کجا پر ميزني تو حرم امام رضا من کبوتر بقيعم با تو خيلي فرق دارم جاي گنبد سرم به روي خاکا ميزارم اونجا هر کي ميپره طائر افلاکي ميشه اينجا هر کي ميپره بال و پرش خاکي ميشه اونجا خادما با زائرا مهربونن اينجا زائرا رو از کنار قبرا ميرونن تو که هر شب ميسوزه صدتا چراغ دور و برت به امام رضا بگو تويي غريب يا مادرت؟؟؟؟؟؟
سلام
+ * اين دسته گل رو به فعال ترين دبير اين دوره خانم / آقاي ............... تقديم ميکنم .* جاي خالي را پر کنيد
شما هم به نوبه خودتون تشکر کنيد و اسم ببريد
بي بي آفتابگردون؟
بعدی همه 65 نظر قبلی
به نظرم بعضي نظرات غيرمنصفانه ست!!
من حتي در مدت تبليغ هم بسيار شنيدم که ايشون يه فرصتي رو فراهم ميکردن که حضور داشته باشن و کار دبيريشون رو دنبال کنن... حالا جايي که نت در اختيارشون نبوده ديگه ايشون کم کاري نکردن!
+ [وبلاگ] آتليه محشر

فداي داداش حسين
سلام داداش فدات
همه 5 نظر
لينک کانال آتليه محشرhttps://telegram.me/mahsharstudio
@};-
+ وقتي براي معين توضيح ميدادم که امشب بچه هاي امام حسين و يارانش تو کوچه ها يتيم و بي سرپناه اند و غارت گرها اموالشون رو دزديدن و چقدر بلا سرشون آوردن معين گفت باباجون غصه نخور پليس ها دزدها رو ميگيرن و مواضب بچه ها هستن ... گاهي چقدر سخته يه مطلب رو براي بچه ها شرح داد :((
مهديه...
اي خدا....چقدر پاک هستن بچه ها....:(
همه 7 نظر
امسال ديدم مردم شب شام غريبان اومدن کنار بعضي خيمه ها چند جاي شهر شمع روشن ميکنن يه خورده غمم رفت سبک شدم..*اخه از ادمايي که با جو گيري به چيزي رو ميارن بعد شلوغي ها که رفت بي تفاوت ميشن متنفرم *.. ومي دونم که ميدوني کي بهم ياد داده *مامانم ديگه*
+ هرچند که چون راز تو را مي خواهم مغرورم و با ناز تو را مي خواهم اقرار عجب درد ِ غريبي دارد من خرشدم و باز " تو" را مي خواهم...!
پروانگي
فريده فروتني
نسيم شمال مگه نميگه: لال شوم، کور شوم، کر شوم... ليک محال است که من خر شوم؟ :) :)
همه 6 نظر
پروانگي
:دي
@};- پاداش مجاهدي که در راه خدا کشته شود بيشتر از کسي که عفت و پاکدامني دارد نيست و شخص پاکدامن نزديک است که فرشته‏ اي از فرشتگان خدا بشود. علي عليه السلام

پروانگي

+ چگونه مي شود باد برگي را در آغوش گيرد؟ بغلم که مي گيري حصاري محدودم نمي کند دستانت آزادم مي کند چون برگي در آغوش باد م.واجد
پروانگي
از مجموعه ي شعرهاي سرکاري = شعري که سرکار گفته مي شود و بدون ويرايش يک راست به خاطرات مي پيوندد :)
پروانگي
جدي؟ ممنونم :)
چ قشنگ بود...
:)
+ غافلي از حال دل، ترسم که اين ويرانه را ديگران بي صاحب انگارند و تعميرش کنند >>>>>>>> صائب
پروانگي
لايک

پروانگي

+ بريده اي از يک کتاب ما پرندگان را خورديم، خورديم شان ... مي خواستيم آوازشان ميان گلوي مان بالا بپيچد و از درون دهان مان بشکفد بيرون، پس خورديم شان ... مي خواستيم پرهاشان از بدن مان جوانه زند ... بال هاشان را مي خواستيم، دل مان مي خواست مانند آنها پر بگشاييم، آزادانه اوج بگيريم بر فراز درخت ها و ابرها، پس خورديم شان ... به آنها نيزه زديم، چماق کوفتيم، پاهاشان را در هم پيچيديم، به تورشان انداختيم
پروانگي
به سيخ شان کشيديم، بر زغال داغ شان نهاديم و تمام اينها از عشق بود ... ما عاشق شان بوديم... کتاب: سرپناه کاغذي // نويسنده: مارگارت اتوود// مترجم: گلاره جمشيدي// .
هنوز خودتون نويسنده نشديد؟! :)
بعدی همه 11 نظر قبلی
قشنگ بود ...
پروانگي
:)
چراغ جادو
نخبگان استان يزد
0 امتیاز
0 برگزیده
2 دوست
محفلهای عمومی يا خصوصی جهت فعاليت متمرکز روی موضوعی خاص.
گروه های عضو
نخبگان استان يزد عضو گروهی نیست
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله آذر ماه
vertical_align_top