بخش های مرتبط
پيام دوستان
چراغ جادو
+ از همه دست کشيدم که تو باشي همه ام با تو بودن ز همه دست کشيدن دارد
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
... كسي كه با او بودن از همه دست كشيدن دارد فقط خداست و آنانكه به او متصلند ... غير از اين باشد بالاتر از هر دست دستي هست !
بله ديگه! دست کشيدن از پارسي بلاگ هم دارد:‌ ) ايشالا هر جا هستين موفق و سلامت و خوشبخت باشين: )
بعدی همه 10 نظر قبلی
پروانگي
{a h=hajiabad}ذره بين زنده{/a} خشم اژدها ديگه فايده نداره ما نمي ترسيم :)
{a h=delneveshtehayman}پروانگي{/a} چرا نميترسيد؟
+ از من گذشت و من هم از او بگذرم ولي با چون مني به غير محبت روا نبود ... شهريار
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
پروانگي
مدتيه سوژه من تو عکاسي شده يک پيرمرد که هر روز صبح مي بينمش .. تو چشماش انگار هيچي نيست فقط مي خنده نمي دونم به چي... شايد تنها چيزي که از زندگي يادش مونده خنديدنه .. ميگن آلزايمر داره ميگم باور نمي کنم
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران /// رفتم از کوي تو ليکن عقب سرنگران... شهريار
بعدی همه 13 نظر قبلی
.:آيينه:.
تولدت مبارک بانو... چه قدر خوب که تولدت با تولد خانوم سلام الله عليها يکي شده.. به فال نيک بگير.. ان شاالله عمر با عزت و برکت و عاقبت نيکو داشته باشي..@};- @};- :)
پروانگي
سلام ممنونم از هر دو بزرگوار :)
+ ...
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
زيباست
پروانگي
:)
+ سلام دوستان قديمي و جديد اومدم تا يادي از شما کرده باشم... خوبيد؟؟ خوشيد ؟؟ خوش ميگذره؟؟
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
کسي منو ميشناسه آيا
وستا
سلام جناب کارگر
بعدی همه 39 نظر قبلی
بس که بد بوده ديگه ادامه ندادن=)
عجب :)
+ گفتگوي کبوتر بقيع با کبوتر امام رضا: آي کبوتر که نشستي روي گنبد طلا هر کجا پر ميزني تو حرم امام رضا من کبوتر بقيعم با تو خيلي فرق دارم جاي گنبد سرم به روي خاکا ميزارم اونجا هر کي ميپره طائر افلاکي ميشه اينجا هر کي ميپره بال و پرش خاکي ميشه اونجا خادما با زائرا مهربونن اينجا زائرا رو از کنار قبرا ميرونن تو که هر شب ميسوزه صدتا چراغ دور و برت به امام رضا بگو تويي غريب يا مادرت؟؟؟؟؟؟
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
سلام
+ * اين دسته گل رو به فعال ترين دبير اين دوره خانم / آقاي ............... تقديم ميکنم .* جاي خالي را پر کنيد
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
شما هم به نوبه خودتون تشکر کنيد و اسم ببريد
بي بي آفتابگردون؟
بعدی همه 65 نظر قبلی
به نظرم بعضي نظرات غيرمنصفانه ست!!
من حتي در مدت تبليغ هم بسيار شنيدم که ايشون يه فرصتي رو فراهم ميکردن که حضور داشته باشن و کار دبيريشون رو دنبال کنن... حالا جايي که نت در اختيارشون نبوده ديگه ايشون کم کاري نکردن!
+ [وبلاگ] آتليه محشر

برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
فداي داداش حسين
سلام داداش فدات
همه 5 نظر
لينک کانال آتليه محشرhttps://telegram.me/mahsharstudio
@};-
+ وقتي براي معين توضيح ميدادم که امشب بچه هاي امام حسين و يارانش تو کوچه ها يتيم و بي سرپناه اند و غارت گرها اموالشون رو دزديدن و چقدر بلا سرشون آوردن معين گفت باباجون غصه نخور پليس ها دزدها رو ميگيرن و مواضب بچه ها هستن ... گاهي چقدر سخته يه مطلب رو براي بچه ها شرح داد :((
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
مهديه...
اي خدا....چقدر پاک هستن بچه ها....:(
همه 7 نظر
امسال ديدم مردم شب شام غريبان اومدن کنار بعضي خيمه ها چند جاي شهر شمع روشن ميکنن يه خورده غمم رفت سبک شدم..*اخه از ادمايي که با جو گيري به چيزي رو ميارن بعد شلوغي ها که رفت بي تفاوت ميشن متنفرم *.. ومي دونم که ميدوني کي بهم ياد داده *مامانم ديگه*
+ هرچند که چون راز تو را مي خواهم مغرورم و با ناز تو را مي خواهم اقرار عجب درد ِ غريبي دارد من خرشدم و باز " تو" را مي خواهم...!
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
پروانگي
فريده فروتني
نسيم شمال مگه نميگه: لال شوم، کور شوم، کر شوم... ليک محال است که من خر شوم؟ :) :)
همه 6 نظر
پروانگي
:دي
@};- پاداش مجاهدي که در راه خدا کشته شود بيشتر از کسي که عفت و پاکدامني دارد نيست و شخص پاکدامن نزديک است که فرشته‏ اي از فرشتگان خدا بشود. علي عليه السلام

پروانگي

+ چگونه مي شود باد برگي را در آغوش گيرد؟ بغلم که مي گيري حصاري محدودم نمي کند دستانت آزادم مي کند چون برگي در آغوش باد م.واجد
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
پروانگي
از مجموعه ي شعرهاي سرکاري = شعري که سرکار گفته مي شود و بدون ويرايش يک راست به خاطرات مي پيوندد :)
پروانگي
جدي؟ ممنونم :)
چ قشنگ بود...
:)
+ غافلي از حال دل، ترسم که اين ويرانه را ديگران بي صاحب انگارند و تعميرش کنند >>>>>>>> صائب
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
پروانگي
لايک

پروانگي

+ بريده اي از يک کتاب ما پرندگان را خورديم، خورديم شان ... مي خواستيم آوازشان ميان گلوي مان بالا بپيچد و از درون دهان مان بشکفد بيرون، پس خورديم شان ... مي خواستيم پرهاشان از بدن مان جوانه زند ... بال هاشان را مي خواستيم، دل مان مي خواست مانند آنها پر بگشاييم، آزادانه اوج بگيريم بر فراز درخت ها و ابرها، پس خورديم شان ... به آنها نيزه زديم، چماق کوفتيم، پاهاشان را در هم پيچيديم، به تورشان انداختيم
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
پروانگي
به سيخ شان کشيديم، بر زغال داغ شان نهاديم و تمام اينها از عشق بود ... ما عاشق شان بوديم... کتاب: سرپناه کاغذي // نويسنده: مارگارت اتوود// مترجم: گلاره جمشيدي// .
هنوز خودتون نويسنده نشديد؟! :)
بعدی همه 11 نظر قبلی
سايهツ
قشنگ بود ...
پروانگي
:)
+ پاييز نه ، هر صفحه از تقويم تنهايي در هر حال غمگينه با هر هوايي ، صاف يا ابري مشهد تمومِ سال غمگينه ...
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
ترانه از محمد گوهري
مشهد ... چرا غمگين
همه 8 نظر
بجز موقعهايي که من ميام اونجا با پشمک:)
پروانگي
آره :)

پروانگي

+ زمين گنديد آيا بر فراز آسمان کَس نيست؟ اخوان ثالث
برای ارسال نظر یا علاقه مندی لطفا وارد شوید
مادر هما
سلام عزيزم.. خوش برگشتين گلم....@};- ان شا الله حضورت مثل سابق فعال و وجودتون برقرار باشه....
.:آيينه:.
منم همينو ميگم...:(
همه 6 نظر
اولن سلام و درود ؛ خوش برگشتين :) ... دومن بر فراز آسمان کسي هست نااُميد مشو @};-
پروانگي
سلام و ممنونم :) بله مطمئنا هست :)
ساعت دماسنج